نمای کوتاه از یک داشینس

Just another WordPress.com weblog

Open Up

Posted by dashines on May 21, 2009

رها شد

و گریخت

بر فراز_ فرازترین آسمان خراش های این شهر نیز

دستم بدو نرسید

سینه چونان قفسی بود

و ندانستم که زندان، حریف غریزه نیست

سراپا پرواز بود

احساس

Posted in Uncategorized | Tagged: | Leave a Comment »

نقطه مقابل عشق تنفر نیست، بلكه بی اعتنایی است.

Posted by dashines on April 29, 2009

Posted in Uncategorized | Leave a Comment »

بخوان

Posted by dashines on March 13, 2009

بخوان به نام گل سرخ، در صحاری ِ شب
که باغ‌ها همه بیدار و بارور گردند
بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید
به آشیان خونین دوباره برگردند

ز خشک‌سال چه ترسی!
- که سَد بسی بستند
نه در برابر آب،
که در برابر نور
و در برابر ِ آواز و در برابر ِ شور…

Posted in Uncategorized | Tagged: | Leave a Comment »

First Post

Posted by dashines on June 4, 2008

A short view of my life, and what I see.

Posted in Uncategorized | Leave a Comment »