رها شد
و گریخت
بر فراز_ فرازترین آسمان خراش های این شهر نیز
دستم بدو نرسید
سینه چونان قفسی بود
و ندانستم که زندان، حریف غریزه نیست
سراپا پرواز بود
احساس
Posted by dashines on May 21, 2009
رها شد
و گریخت
بر فراز_ فرازترین آسمان خراش های این شهر نیز
دستم بدو نرسید
سینه چونان قفسی بود
و ندانستم که زندان، حریف غریزه نیست
سراپا پرواز بود
احساس
Posted in Uncategorized | Tagged: My Peoms | Leave a Comment »